خواهشمند است خودتان را معرفی کنيد.
- اينجانب وحيد لياقت اهلِ شيراز هستم. راهنمايی، دبيرستان و پيشدانشگاهی را در دبیرستانِ شهيد دستغيبِ شيراز گذراندم. سالِ اول در مرحلۀ اولِ آزمونِ المپيادِ رياضی قبول شدم. سالِ دوم به زورِ معاونِ مدرسه در آزمونِ المپيادِ كامپيوتر ثبتِ نام كردم! در مرحلۀ اولِ آزمونِ المپيادِ رياضی قبول نشدم ولی در آزمونِ المپيادِ كامپيوتر موفق شدم. همان سال در مرحلۀ دومِ آزمونِ المپيادِ كامپيوتر قبول شدم و برنز گرفتم. سالِ سوم از ترسِ تكرارِ خاطره، در آزمونِ المپيادِ رياضی ثبتِ نام نكردم ولی در آزمونِ المپيادِ كامپيوتر طلا گرفتم. امسال هم الكی الكی در تيمِ المپيادِ كامپيوترِ ايران وارد شدم و الكیتر از اون صاحبِ مدالِ طلای جهانیِ المپيادِ كامپيوتر شدم!
از چه زمانی به کامپيوتر علاقهمند شديد؟! چه عاملی باعث شد که واردِ المپيادِ کامپيوتر شويد؟!
- وقتی سالِ اول بودم يكی از بچههای المپيادِ كامپيوتر به ما مقداری گراف درس میداد. از آن موقع تقريباً علاقهمند شدم ولی همانطور كه گفتم فقط چون معاونِ مدرسه به زور مرا ثبتِ نام كرده بود و در آزمونِ المپيادِ رياضی قبول نشدم در المپيادِ كامپيوتر شركت كردم!
چه کسانی مشوق شما بودند؟!
- واضح است كه هر كسی شما را میبيند اول نصيحتت میكند كه بهاصطلاح المپياد را بیخيال شوی! و از شما میخواهد به درسِ مدرسه اهميت بدهيد سپس قبل از خداحافظی میگويد كه حالا ان شاء الله در المپياد هم موفق میشويد! ولی در كل بدون همدلیِ خانواده و در رأسِ آن پدر و مادر، دوستانِ نزديک و معلمانم هرگز كمترين پيشرفتی برايم حاصل نمیشد.
از کجا و چگونه فعاليت در زمينۀ المپياد را شروع کردی؟
- منظورتان چه المپيادی است؟ آيا خواندنِ المپيادِ رياضی موردِ نظرتان است؟ خوب بايد بگويم از نوزادی همۀ ما درگيرِ رياضی هستيم! يا منظورتان المپيادِ كامپيوتر است؟ خب در جواب بايد بگويم از وقتی كه رياضی شروع شد! يا منظورتان داخلِ المپياد شدن است؟ در اين صورت بايد به اولِ دبيرستان اشاره كنم. يا شايد منظورتان زندگی باشد؟! در اين صورت از بيمارستانِ علویِ شيراز آغاز شد!
حالا از المپياد صحبت كنيم. المپياد در مراحلِ کشوری چگونه است؟
- بد نيست. در مراحلِ اول و دوم سعی میشود هر كسی با داشتنِ كمترين اطلاعاتِ لازم قبول بشود. بعد يک دوره میگذارند تا بچهها كمی از لحاظِ علمی يكدست بشوند. سپس هم كه امتحانهای تعيينِ مدالِ كشوری برگزار میشود. بعد از آن از بينِ طلاهايیها تيم تشكيل میشود. البته در دورۀ المپيادِ كامپيوتر اول سطحِ تئوریِ بچهها تا يک حدِ خوبی بالا میرود و افرادی كه سطحشان كافی نباشد صاحبِ مدالِ برنز میشوند. بعد هم با چند امتحانِ كاملاً عملی، طلايیها و در نتيجه اعضای تيمِ المپياد معلوم میشود. البته اين روشِ جديد خيلی جای بحث دارد ولی كلاً چيزِ بدی نيست.
رمزِ موفقيتتان را در چه چيز میدانيد؟
- اگر بخواهم فقط از يک رمز بگويم بديهی است كه جوابم توكل كردن به خدا و لطفِ اوست. اين جواب كامل ولی در عينِ حال خيلی كلی است يعنی اين لطفِ خدا خيلی اوقات از طريقهای مختلفی خودش را نشان میدهد مثلاً پدر و مادر، هوش، پشتكار و تلاش و دلسرد نشدن، دوستانِ خوب، هر نعمتی كه فكرش را بكنی يا نكنی و شايد بزرگترينِ نعمتها دعا و توكل كردن باشد.
نظرتان در مورد کسی که در المپياد قبول نمیشود چيست؟ فكر میكنيد چه ديدگاهی بايد داشته باشد؟ يا بهتر بگويم فرقِ شما با کسی که در المپياد قبول نشده چيست و احياناً در آينده چه فرقهایی خواهيد داشت؟!
- پوف… دربارۀ اين سؤال تقريباً همهجا حرف زده شده است. مثلاً اين كه اصلاً مهم نيست و بیخيال باشيد و از اين حرفها. ولي من فقط يک چيز را میگويم و آن اين كه وقتش رسيده است اگر كسی تا حالا اين كار را نكرده، بيايد و موضوعهای زندگي را ارزشگذاری كند. حداقل تا آنجايی كه عقل و امكاناتش اجازه میدهد. آن وقت اگر اينكار انجام شود، خواهيد ديد موضوعی مثلِ آزمونِ المپياد در كجای جدولِ ارزشی قرار میگيرد. بسته به ارزشِ آن ناراحت، افسرده، بیخيال، خوشحال يا بیتفاوت باشيد! برای شخصِ خودم آزمون دارای كمترين ارزش است يا لااقل سعی میكنم اينطور باشد. برای همين وقتی كه میخواهم بگويم كه از المپياد خير ديدهام يا نه، بيشتر سعی میكنم ببينم آن نتيجههایی كه المپياد (چه علمی و چه غيرِ علمی) برای من داشته است چقدر برايم ارزش داشته است و اين جواب میتواند خيلی با جوابِ قبولی در امتحان فرق داشته باشد. نظرِ من این است كه يک نفر اگر واقعاً به خدا توكل كند و حتی خيلی خيلی اوقات اگر هم توكل نكرده باشيم، خدا بهترين اتفاقِ ممكن را براي ما پيش میآورد! حالا حتی اگر عقلِ من و شما هم نفهمد ولی او بهترين است. فكر میكنم وقتی سالِ دوم مرحلۀ اولِ رياضی قبول نشدم اين يكی از كوچکترين اتفاقها برای من محسوب میشد. برای همين هميشه از زندگی و وقايعش بايد خوشحال بود چون اگر به خدا توكل كنيم هميشه آنچه پيش میآيد بهترين اتفاقی است كه میتوانست واقع شود. فقط خدا را شكر میكنم. اجازه دهيد از اين موضوع بگذريم؛ اينكه بعد از آزمون آيا متفاوت خواهيم شد يا خير هم برمیگردد به همان ارزشگذاریهايمان ولی كلاً به تجربه ديدم كه المپيادیها آدمهای با جنب و جوش و تقريباً فعالی هستند. غير از اين بايد اشاره كنم كه قبولی در المپيادها حتی در مسائلی مثلِ تحصيلِ خارج از كشور تأثيرِ خيلی كمی دارد.
آيا برای كسب موفقيت از کلاسهای تقويتی و مواردی اينچنين استفاده کردهايد؟
- بله. منتها فقط در كلاسهايی كه در شیراز برگزار میشد و بايد اعتراف كنم كه مؤثر بود.
به نظرِ شما کنکور چيست؟! چه فرقی با المپياد دارد؟! دربارۀ معايب و ضررهای هرکدام صحبت كنيد.
- سؤالهای كلی نظيرِ اين مطلب را نمیشود در چند خط جواب داد. در كل كنكور و المپياد هيچ چيز جز يک امتحان نيستند. چيزی كه ارزشِ امتحانها را تعيين میكند ميزانِ علمی بودن، سوددهی و مهمتر از همه منصفانه بودنِ آن است. در موردِ كنكور فكر نمیكنم كارِ بيشتری برای منصفانه بودنش بشود انجام داد و فكر نمیكنم ارزشِ علمی بالایی داشته باشد. در المپياد هم سعی ميشود تأثيرهایی مثلِ بودن در يك مدرسۀ خوب يا يک شهرِ خوب را با بالا بردنِ سطحِ سؤالها و يا با برگزاریِ دورههای مختلف از بين ببرند. المپياد كلاً كارِ علمی است و تقريباً از نظرِ علمی مفيد محسوب میشود و به نظرِ من در ديدگاهِ بچهها هم خيلی تأثيرِ مثبت میگذارد. البته اين در هر رشتهای كم و بيش فرق میكند و مهمتر از همه تأثيرِ آن نيز بين بچهها با هم متفاوت است.
تصميم داريد در دانشگاه چه رشتهای را ادامه دهيد با توجه به اين که از سالِ دومِ دانشگاه میتوانید دو رشته را بخوانيد چه رشتههایی را انتخاب میكنيد؟
- مهندسیِ كامپيوتر نرمافزارِ شريف. فكر نكنم حالِ دو رشتهای خواندن را داشته باشم!
به علاقهمندانِ شرکت در المپياد چه توصيهای داری؟!
- هرچند سخت است و شايد خودم هم اينجوری نبودم اما سعی كنيد كه هرچه زودتر درك كنيد المپياد اصلاً چيزِ مهمي نيست ولی شك دارم فعاليتِ علمیتر و قشنگتری در اين سن و سال برای بچهها پيدا بشود! پس در آن رشتهای كه علاقه داريد همۀ تلاشتان را به كار ببريد. هر وقت هم كه بهاصطلاح جوگير شديد، به اين موضوع فكر كنيد كه در دو، پنج، ده، سی سالِ آينده و يا سنِ پيری و حتی بعد از آن المپياد هيچ تأثيری نمیتواند بگذارد بهگونهای كه شما نتوانيد از راهِ ديگری به آن دست يابيد. المپياد هم چيزی است در حدِ شايد پايينترين مسائلِ زندگی. اين موضوع به خودتان بستگی دارد كه از آن چه استفادهای بكنيد. در ضمن بديهی است كه بايد انتظارِ موفق نشدن در هر امتحانی را داشته باشيد. من هميشه اين را ميگويم و تقريباً عمل هم میكنم كه شما با اين فرض امتحان بدهيد كه در اين امتحان بهاصطلاح هيچ مالی نخواهيد شد. اما میخواهيد كه بهترين امتحان را بدهید و بهترين نمره را هم بگيريد. پس همۀ تلاشتان را بهكار گيريد. اگر قبول شديد كه هيچ وگرنه شما همۀ تلاشتان را كردهايد.
اوقاتِ فراغتتان را چگونه میگذرانيد؟
- بازیهای كامپيوتری و قصه خواندن. اشتياقِ من به دومی جديداً خيلی زياد شده است. معمولاً هم يا داستانهای فانتزی میخوانم يا علمی-تخيلی. اگر هم بهاصطلاح حسش باشد بر روی چيزهای به درد بخور فكر میكنم مثلاً يك دفعه ممكن است جوگير بشوم و در موردِ الگوريتمها چيزهای بيشتری بخوانم البته در اكثرِ اوقات يكی از آن دو روشِ اول اتفاق میافتد.
دربارۀ بهترين تجربهای که داشتيد، صحبت كنيد.
- نمیدانم در اين مورد چه بگويم. شايد هر وقت كه خدا كمک میكند و جواب یک سؤالی را میيابم. يا وقتی كه پدر و مادرم به خاطرِ مدال يا هر چيزِ ديگری خوشحال میشوند. شايد هم وقتی كه يک برنامه را مینويسم و همان بارِ اول درست كامپايل میشود و بعدش هم همۀ تستها را درست جواب میدهد. يا شايد وقتی كه میتوانم یک بازیِ خفن را رویِ كامپيوترِ درب و داغونم بالا بياورم! اما خيلی با جرأت میتوانم بگويم كه بهترين دورۀ زندگيم همان دورۀ تابستانی در سال 83 بود كه صاحبِ مدالِ برنز شدم.
از بهترين کتابی که خواندهايد بگوييد.
- دو تا كتاب كه نمیتوانم بگويم كه كدام بهتر است. اول، سهگانۀ اربابِ حلقهها و دوم، درآمدی بر نظريۀ گراف نوشتۀ داگلاس. بی. وست.
المپيادِ کامپيوترِ دانشآموزی در چه کشوری و به چه صورتی برگزار شد؟!
- در مريدا (Merida)، يوكاتان (Yucatan) كشورِ مكزيک. هيچ چيز مثلِ هميشه بد نبود. يک هفته در آنجا حضور داشتيم. برنامۀ آزمونهای المپياد اينگونه بود: روزِ دوم، شركت در امتحانِ آزمايشی، روزِ سوم، شركت در امتحانِ روزِ اول، روزِ پنجم شركت در امتحانِ روزِ دوم.
چند کشور در اين المپياد شرکت کرده بودند؟!
- فكر كنم 65 كشور شامل 284 نفر. چون بعضی تيمها دارای اعضای كمتر از چهار نفر بودند و كشور ميزبان (مكزيک) نيز با دو تيم شركت كرده بود.
اعضای تيم چه کسانی بودند و موفق به کسبِ چه مقامی شدند؟!
- شايان احسانی، مدالِ نقره- حسامالدين اخلاقپور، مدالِ برنز- نيما احمدیپور اناری، مدالِ نقره- اينجانب، مدالِ طلا.
به نظرِ شما نقاطِ قوت و ضعفِ تيمِ ايران در مقايسه با کشوری که اول شد در چه بود؟ در ضمن چيزی كه به چشم میآمد این بود که از کشورهای ديگر کسانی بودند که دومين يا سومين سالِ حضورشان محسوب میشد. چرا ايرانیها نمیتوانند دو يا سه بار شرکت کنند؟!
- كشورِ اول طبقِ معمول چين بود. نقطۀ قوتِ چينیها اول در برنامهريزی معلمهای آنها است اما عمدهترين علتِ موفقيتشان خودِ بچهها و كلاً مملكتشان است. جوِ علمی و تلاشگری كه در آنها حاكم است آنها را به تلاشی به مراتب خيلی بالاتر از ما وامیدارد و طبعاً مشخص است كه چه كسی نتيجۀ بهتر را میگيرد. البته علتهای طبيعی همچون جمعيتِ زياد هم هست كه به نظرم تأثيرهای مثبتش با تأثيرهای منفيش خنثی میشود. كلاً قانونِ همۀ المپيادهای علمی اين است كه سنِ شركتكنندگان بايد كمتر از 20 سال باشد و دانشآموز باشند نه دانشجو. به خاطرِ همين امسال شاهدِ كسانی با سنِ 12 سال يا كمتر بوديم به گونهای كه پسرِ 12 سالهای از بلاروس صاحبِ مدالِ نقره شد. در جوابِ سؤالِ شما بايد بگويم شرايطِ تعيينِ تيم در كشورها عملاً ربطی به اين قوانين ندارد. خيلی از كشورها قوانينِ خودشان را دارند. ايران هم فعلاً اينگونه است. مسلماً اينكار دارای خوبیها و بدیهايی است كه هر دو جای بحث دارد. از سالِ بعد احتمال دارد ما هم دو ساله زياد داشته باشيم.
اگر امكان دارد يک بيت شعر بگوييد.
- كلاً شعرهای مولوی خيلی باحال هستند. اين مصراع مطمئن نيستم از چه كسی است ولی فكر كنم مالِ مولوی باشد: آتش زدی در عودِ ما نظاره كن بر دودِ ما. البته خودم يكجملۀ بیربطِ معروف دارم كه نمیدانم چرا تقريباً تكهكلامم شده است: بايد رفت تا رسيد!
در موردِ دورۀ باشگاهِ دانشپژوهانِ جوان که گذرانديد توضيح دهيد. به نظرِ شما دورههای باشگاه چه معايبی دارد؟
- بیخيال! جداً نمیشود كارِ يک اداره را در چند خط نقد كرد! فقط همين را بگويم كه فلسفۀ باشگاهِ دانشپژوهان چيزِ قشنگ و خيلی مفيدی است يعنی شناسايی، پرورش و حمايتِ نيروهای خلاق، محقق و مستعد. هرچه بيشتر موفق به محقق كردنِ اين هدف بشوند، موفقتر بودهاند. مشكلات هم زياد است؛ از غذای باشگاه بگيريد تا كمبودِ امكاناتِ سايتِ كامپيوتر و آزمايشگاه يا مشكلاتِ درونِ كميتههای علمی. اما كلاً اين دوره برای بچههايی كه بتوانند استفاده كنند و صرفِ نظر از كسبِ مدال يكی از بهترين دورههای زندگیشان خواهد شد.